تیر می بینم تار می بینم
بهر حال این زلزله بازار فقط در عرصه زمین نیست که رخ می دهد و سیستم حاکم بر این سرزمین هم دچار تزلزل شده. در هیچ دوره ای از تاریخ فشار (صفحات) بر یک فرد (نقطه) اینچنین نبوده که از کمبود کاغذ و گرانی روغن و یارانه نوار بهداشتی تا چیدمان انتخاباتی و معمای معامله دیپلماتیک و آرایش جنگی در عراق و سوریه، همه به یک نفر، سلطان وقت، برگردد و در گرو تصمیمات او باشد. این فشار آنچنان موقعیت حاکم را متزلزل کرده که حتی یک انتخابات کاملا کنترل شده هم می تواند او را کله پا کند. البته احتمالاً اتفاقاتی که در این چند ماهه ی بلبشو رخ داده در حد همان بچه زلزله هاست و هم اگر در زیر زمین هم زلزله ده ریشتری شایعه باشد، در روی خاک سرزمین احتمالاً شاهد زلزالهای ده ها ریشتری خواهیم بود.
یک نشانه کوچک از این پدرزلزله، می تواند تاکید سلطان ِ وقت ِ لرزان تخت بر برگزاری سر موعد انتخابات باشد. مگر در فضای گورستانی فعلی چه اتفاقی می تواند رخ دهد که باعث شود انتخابات برگزار نشود؟ خوب جواب تنها یک چیز است: آخرالزمان. بله همانطور که قبلاً اشاره شده مطابق پیش بینی حاذقانه جریان حاکم بر دولت، اینجا آخر الزمان است. بحران سوریه که می توانست برگ برنده ای در معامله هسته ای باشد، در دست ما در حال سوخت شدن است. این سوختگی می تواند به کارت عراق و لبنان هم برسد. دست آخر با سوخت شدن کارت های برنده، کل هیکل ما است که در آتش شدید آخرالزمان می سوزد. پس برای حفظ این کارت باید با چنگ و دندان و موشک و تک تیرانداز تلاش کرد و حتی وارد معرکه شد. باید آخرالزمان را جلو کشید.
امید و ایمان و اعتماد و اطمینان احمدی نژاد و دماغ معروفش هم گواه این پیش بینی.