آقا تـقـلب چقدر گرون شده!
اما آیا طبقه سومی وجود دارد که رییس جمهور را انتخاب کند؟ قطعاً خیر. پس اولین اقدام حذف کاندیدای یک طبقه و جایگزینی آن با یک کاندیدای قلابی است. برای این منظور باید کاندیدایی پیدا کرد که حرف های احمدی نژاد را منهای وعده های ضدامـنـیتی مثل یارانه 250 هزار تومانی و هر ایرانی یک ویلای دریا کنار،مطرح کند. هر چند پوپولیسم هم نیاز به استعداد ذاتی دارد و دروغگویی و ریا و فریبکاری، کار هر کسی نیست اما تنها یک عروسک و شکلک برای پر کردن جای خالی نامزد طبقه فرودست کافی است. شخصی مثل سعید جلیلی که آنقدر از نظر سیاسی سبک وزن هست که در پس آینه، طوطی صفت، هرچه استاد ازل گفت بگو می گوید. سبقت گرفتن کاندیداهای اصولگرا برای بیعت با او بهترین موید این نکته است که سرنخ حرکات این عروسک در دست استاد خیمه شب باز است.
اما خوشبختانه برای حذف مشایی، بی آبرویی به نام احمدی نژاد را باید شکست داد که حتی مثل یک فاحشه باجگیر، ابایی از پخش کردن نوار تـقـلب 8 ملیونی در انتخاب خودش را ندارد! صورتحسابی که برای حذف مشایی باید پرداخت شود خیلی سنگین تر از آبروریزی یکشنبه سیاه مجلس خواهد بود و احتمالاً کار از افشای فساد برادر ِ مسوولان به خوارمادر آنان خواهد کشید!
مرحله دوم مایوس کردن مردم از رای دادن به هاشمی است. با رواج دادن اخباری که می گوید رییس جمهور از قبل انتخاب شده و رای دادن بی فایده است. چرا که قطعاً هزینه این کار از تـقـلب ناگزیر در انتخابات کمتر خواهد بود و آنها مسلماً ترجیح می دهند مجبور به تـقـلب نشوند. هزینه ای که مردم برای مجبور کردن آنان به پرداخت هزینه سنگین تـقـلب می دهند تنها یک رای است. محاسبه سود و زیان این تک رای کار سختی نیست...