دست ِ پَست
دستی به دوستی دستم را نستاند
دست به سر است دست سردم
دست ِ دست نخورده ام را
به دست خود داده ام
که دست-یار باشد
دستم را دست دیگرم
یاری نبود، یاوری
که بیاویزم به او
دست آویز باشد دست ِ دست تنهایم
یک-دست شود هر دست به همدستی هم
چه دور است دست دوست از دست های دوردست من
نظرات