دنیای دیوانهی دیوانه
خانم یا آقای لیدیگاگا با همین چهرهی روحانی و زیبا، به انتظار ملیون ها هوادار خود که با خرید اشتراک شبکهی MTV یاabc یاxyz یا AssTvیا KosTV یا هر کوفت دیگری، بی صبرانه مشتاق دیدار این ستارهی پریچهره و افشای خصوصیات ِ خصوصی او بودند ، پایان داده و فرمودند : من با چند زن سـکـس داشته ام. سـکـس کرده ام. سکـس بوده ام. سـکـس رفته ام. لـیس خورده ام. لیس شده ام. کـیر خورده ام . کـیر شده ام. لیس زده ام. زیر بوده ام. رو رفتهام. گـاییده ام. له شدم. پارهام. آبجکت بوده ام. سابجکت شده ام. گـاییده شدم. پاره کردهام. پاره ام کرده. پاره پاره ام. کرده ام . آبم. آمدم. در باد ها بید آمده ام. برگ برگ و پَر شکسته و بسته و خسته آمدم / و خرده / و خرده / و خرده / و خورده شده ام.
بلافاصله پس از این خبر مسرتبخش، علاقهمندان بیشمار وی دست ِ به کار شده و بدنبال داکومنت و سند و استنادی برای حدس قدیمی شان گشتند که : لیدیگاگا یک هرمافرودیت ِ ترانس ِ ترَنی ِ نه نر نه مادهی خنثی ِ تخـمی است و لیدیگاگا زنی است که کـیر دارد.
اما عکس زیر گره و پیچ و تابی در این موضوع انداخته که هنوز هم علمای عظام دربارهی این موضوع اختلاف نظر داشته و صدور حکم نهایی به روزهای آتی موکول شد ه است.
اما هر چه باشد یا نباشد یا زن باشد یا مرد نباشد یا آدم باشد یا جن نباشد یا جـنده باشد، لیدیگاگا بت دنیای امروز است . با ثروت نجومی و شهرت جهانی و محبوبیت ملیونی، دنیای امروز متعلق به لیدیگاگا لیدی ِ دیوانه است. متعلق به دیوانه است. دنیای امروز متعلق به دیوانه هاست. اما دیوانه کیست؟ دیوانه کسی است که رفتارهایش خارج از قاعده و قانون و منطق و عرف و مدل و الگو است. و از این جهت لیدیگاگا نمونه و مدل و الگوی دیوانگی است. اما این همهی تعریف دیوانگی نیست. دیوانه کسی است که چراجویی رفتارهایش بی نتیجه است. برای چرای رفتارش هیچ پاسخی وجود ندارد و هیچ دلیلی برای کارهایش نیست. در موزیکویدئو های لیدیگاگا این دیوانگی در اوج است. یک سری حرکات بیربط و بیمعنی و درهم و برهم که همه این پیام را منتقل می کند: بیایید دیوانه شویم. دلیل اقبال و استقبال از این دیوانه هم همین است. این است که انسان دنیای امروز همه چیز را امتحان کرده و به پوچی آن پی برده است. از معنی گریزان است و از دنیای بیمعنی لذت می برد. دیگر هیچ راه نرفته ای ، هیچ موضوع کشف نشده ای باقی نمانده که فکر انسان را به خود جذب کند. عصر، عصر جنون و دیوانگی است. . انسان امروز پول می دهد تا هذیانها یک دیوانه را به عنوان شعر پستمدرن بخرد و بخواند. پول میدهد تا حرکات دیوانه وار، شکل و شمایل عجیب و غریب، سر و صداهای سرسامآور و تیک های عصبی یک روانی ِ مجنون به نام لیدیگاگا را ببیند و از دیوانگی لذت ببرد. اگر روزی عقل عامل بقای انسان بود، انسان امروز برای فرار از رنج چاره ای جز پناه بردن به جنون ندارد. اگر روزی یک دیوانه در خیابان مضکه بود و مسخره میشد، امروز آدم عاقل است که انگشتنما می شود. اگر روزی مردم به حماقت کمدین ها می خندیدند، امروز تقابل نظم و عقل و خرد یک فرد جدی با این دنیای دیوانهی دیوانه است که خنده دار است. اگر روزی مردم از دیوانگی می ترسیدند و روانی ، انگ و برچسب بود، امروز مردم دیوانگی را در بلور های شیشه و کراک ، به قیمت گزاف و به قیمت جان میخرند.
همهی این حرف ها یک چیز را میرساند، ما اتفاقی و اشتباهی انسان شدهایم و اگر همان گوریل و شامپانزه باقی ماندهبودیم به حرضت عباس خوشتر بودیم.
نظرات