سرسنگ ها
سکینه آشتیانی مطلقاً موضوع مردم ایران نیست. هیچ حساسیت بالایی حتی برای سنگسار او هم وجود ندارد. هیچ مخالفت عمده ای برای مجازات و اعدام او وجود ندارد. این حس، تاحدودی بدلیل بی توجهی و انفعال ذاتی ما است. ناشی از کلبی مسلکی ایرانی هاست. البته بدلیل عادی شدن سنگسار و اعدام ( که از ثمرات همین کلبی مسلکی ست )هم هست . اما مهمترین دلیل این است که اکثر مردم او را مجرم می دانند. در اصل به خاطر باور عمیق ما به مختصات عصرحجری، جبری، غیر عاقلانه ، وحشیانه و تخمی – کـیری « خانواده » است. خانواده ی مقدس ایرانی اسلامی است. خانواده ای است که ازدواج را امری آسمانی می داند اما مولفه هایش همه بر اساس تبادل کالاست و مشخصا مسئله ای براساس قوانین تجاری است :
مرد ( مشتری ) به خانه پدر ِ زن ( فروشنده ) رفته، زن ( جنس ) را بررسی کرده ، بر سر قیمت ( مهریه ) توافق می کند و برای همیشه آن را می خرد. موظف می شود که در مقابل کار به او سرپناه بدهد و در ازای سـکـس طلا. همچنین می پذیرد که خرج آب و روغن و پنچر گیری و تودوزی آن جنس را هم بپذیرد. ( نفقه ) در مقابل اینها، تضمینی که برای مالکیت تام آن زن وجود دارد قانونی است به نام سنگسار.
بگذریم که خبر محکومیت او چگونه به خارج از مرز ِ مردان غیور و غیرتمند ِ آریایی درز کرد، اما بر خلاف ایرانی ها، خبر سنگسار این زن به جرم سرکشی از بردگی، اصلاً و ابدا ً برای افکار عمومی جهانی قابل هضم نیست. خیلی زود و خیلی زیاد جزو موضاعات مهم مورد توجه افکار عمومی دنیا قرار می گیرد و حتی در مساله انتخابات ریاست جمهوری برزیل هم مطرح می شود. همین حساسیت جهانی ، سیاستمداران ایران و جهان را به میدان نبرد کشیده است. مطمئناً اکنون استقلال جمهوری اسلامی در گرو سنگسار سکینه محمدی آشتیانی است. همه ی هینمه و هژمونی جمهوری اسلامی بسته به سنگسار این زن است. برای سال پنجاه و هشت، جفت پا پریدن در نظم جهانی ، گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا بود اما در سال 2010 یا 2011 ریدن در نظم و نظام جهانی تنها با سنگسار و ریگ بار و رگبار ِ مرگبار ِ پاره آجر به پیکر در گل رفته این زن، محقق می گردد. شرط لازم تبدیل شدن ایران به قدرت نخست جهانی، مدلینگ ایران در عرصه حکومت صالحین، برپایی حکومت واحد توحیدی ِ مهدوی ِ ولایی همانا ریز ریز کردن این زن است. آخ آمال و آرمان های امام را بگو. دست امام از گور بیرون می ماند، دست امام از مقعـد مطهر امام بیرون می ماند اگر سکینه سنگسار نشود.
از طرف دیگر اما، این تک روی و تک چرایی در جنگل جهانی چندان هم ارزان تمام نمی شود. مجانی که هیچ.
نظرات
از گودر بات آشنا شدم
با مطالبت حال می کنم چه بسیاز!
سمت وبلاگ منم اگه دوست داشتی بیا